عبد الله الأنصاري الهروي
مقدمه 61
طبقات الصوفية ( فارسي )
محمد قصاب گفت : « ار خرقانى بر جاايد و محمد قصاب ، من شما را به محمد فرستاديد نه به خرقانى ؛ كه وى شما را سودتر داريد از خرقانى ، يعنى خرقانى منتهى بود ، مريد از وى بهره كم يافتى مگر منتهى و وى مريدان را به بود » 108 . آيا اين مقايسه به صورتى ديگر ديدار خرقانى و پير هرات را تفسير و توضيح نمىكند ؟ پير هرات و ابو سعيد ابو الخير در طبقات الصوفية كوچكترين اشارتى به پير مهنه ، ابو سعيد ابو الخير ، وجود ندارد . اما در مقامات پير هرات و نفحات الانس و مقامات شيخ ابو سعيد ابو الخير و تذكرة الاولياء از ديدار اين دو تن بسيار سخن رفته است . پيش از آنكه به بررسى علت افتادن نام ابو سعيد ابو الخير از طبقات بپردازيم مطالبى را كه در مقامات پير هرات و نفحات الانس جامى آمده است نقل مىكنيم . « شيخ الاسلام گفت كه من دو بار به بو سعيد بو الخير بودهام و وى دستار خود از سر فروگرفته و گليم مصرى خود فرا من داده و شلغم جوشيده در دهان من نهاده و چون به نزديك وى شدم مرا بر پاى خاست تمام و وى مرا تعظيم داشت كه اندك كسى را داشتى ، لكن مرا با وى نقارى از بهر اعتقاد است و ديگر در طريقت نه طريق مشايخ ورزيدى . بعضى از مشايخ وقت با وى نه نيك بودند » 109 . نيشابور كه چند بار خواجه عبد اللّه در آنجا توقف كرده و با علما و مشايخ آن ملاقات و ديدار داشته است در اين دوره يكى از مراكز مهم علوم اسلامى و عرفان و تصوف بود ، بهنظر بعيد مىرسد كه پير هرات در اين ديدارهاى مكرر به ديدار و صحبت شيخ ابو سعيد ابو الخير كه از مشايخ معروف و مشهور آن شهر بود نرسيده باشد . خواجه عبد اللّه انصارى چنان كه پيش از اين گذشت در نيشابور در خانقاه ابو عبد اللّه باكويه شيرازى اقامت مىكرده است . در اسرار التوحيد و نفحات الانس مطالبى درباره ملاقاتهاى مكرر باكويه شيرازى و آمدن ابو سعيد ابو الخير به خانقاه او آمده است 110 . بههرحال با شناختى كه از ابو سعيد ابو الخير